تحریف دوم، بازسازی واقعه ی عاشورا

تحریف مدرنی که اخیراً  از عاشورا می شود این است که می خواهند به قول خودشان عاشورا را در دوره ی گذار از دینداری به سکولار تفسیر کنند! یعنی به نظرشان می آید جامعه، جهانی دارد که به سمت سکولاریسم حرکت می کند، حالا در این حرکت عمومی، عاشورا را چگونه تفسیر کنند که هماهنگ با جامعه ی جهانی شده و بر سر راه سکولاریسم و مدرنیسم مانع تراشی نکند و با گذار به سکولاریسم بسازد؟

بنابر این نتیجه، تحریفات مدرن دیگری اتفاق می افتد. تحریفی که می خواهد عاشورا را بازسازی کرده و منطق سازی کند، یعنی می خواهد جریان هیبرنتیک را هم در تفسیر عاشورا بیاورد و عاشورا را حسی تفسیر کند؛ به گونه ای که با گذار به سکولار، گذار به دنیای سکولار و جامعه جهانی سکولار سازگار باشد، یعنی چگونه فرهنگ سازی حول عاشورا کنیم که مزاحم جهانی سازی مدرنیسم و لیبرال دموکراسی نشود ؟ این بزرگترین تحریف پیرامون عاشورا است که در اینجا به بررسی چند مورد از آن می پردازیم.

یک نمونه از این تحریفات این است که شما بیایید این حقیقت قدسی را که یک اقدام ملکوتی و در عین حال زمینی است، یعنی اثر گذار بر فرآیند جامعه ی جهانی است و دنبال اصلاح جامعه است -« خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی »- اینها را بر محور مفاهیم مدرن تفسیر کنید. یعنی اصلاحاتی را که حضرت دنبال می کردند همان مفاهیم اصلاحاتی تلقی کنیم که لیبرال دموکراسی پیشنهاد می کند.

اولین پیشنهاد لیبرال دموکراسی اصلاح ساختار سیاسی بر محور امانیسم و انسان مداری است که عاشورا هرگز بر این محور شکل نگرفت.

مقایسه اصلاحی که لیبرال دموکراسی در نظر دارد و اصلاحی که امام حسین علیه اسلام دنبال می فرمودند: اصلاحاتی را که لیبرال دموکراسی دنبال می کند دارای چند ویژگی است:

1.فراگیر است، شما دیده اید اصلاحاتی که امروز دنبال می کنند و در جامعه جهانی دنبال توسعه ی جهانی هستند، اصلاحاتی که در مقیاس جهانی تولید می کنند، فراگیر است و می خواهند همه ی جامعه ی جهانی را دستخوش تغییر و تحول کنند. 

2.همه جانبه است، ناظر به نظام سیاسی و فرهنگی یا اقتصادی نیست. می خواهد همه ی ابعاد جامعه را دستخوش تحول هماهنگ کند، به قول خودشان توسعه ی جامع.  3.اصلاحات را می خواهند از اعماق جامعه ایجاد کنند. می گویند می خواهند عمیق ترین لایه های فرهنگی جامعه را دستخوش تحول کنند که شالوده های این بنا آنجا گذاشته می شود.

بنابراین این اصلاحات عمیق است، فراگیر است، همه جانبه است، تاریخی است، توسعه ی جامعه پایدار است و بر یک محور واحد است، محور لیبرال دموکراسی. آنها یک چنین اصلاحاتی را تعبیر و دنبال می کنند. اما اصلاحاتی که سید الشهدا (ارواح العالمین له الفداء) دنبال می کردند دقیقاً در مقابل این بوده است.

اقدام اصلاحی حضرت دارای چند ویژگی است:  

1.اصلاحی است تاریخی. حضرت هرگز دنبال دولت مستعجل سال 61 در کوفه نبودند، دنبال یک حکومت تاریخی در مقیاس جامعه ی جهانی بودند.

2.بسیار عمیق می اندیشیدند. ایشان نمی خواستند پایه های حکومتشان را روی دوش انسانهایی بگذارند که دنیا پرستند، انسانهای دنیاپرست تحمل بار حکومت حق را ندارند. این حکومت پایه هایش بر قلوب انسانهایی هست که خانه ی قلبشان مسجد است. حضرت خوب می فهمیدند که نقطه ی قرار حکومت دینی، ارواح انسانهاست و باید اعماق روح انسانها را دستخوش تحول کنیم. بنابراین حضرت نگاهشان به اعماق تاریخ است.

3.توجه به اعماق وجود انسانها و جامعه ی انسانی است. ایشان  می خواهند از عمیق ترین لایه ها، نفسانیات انسان را تغییر دهند و خدا خواهی را در باطن انسان به جای خود خواهی بنشانند. یعنی به جای انسان مداری، انسان را خدا مدار کنند؛ نه اینکه به انسان خودمدار بگویند خدا را بپرست. حضرت می خواهند مدار وجود انسان را تغییر دهند و تا این تغییر نکند توحید اقامه نمی شود.

بنابراین اصلاحات حضرت یک اصلاحات همه جانبه، فراگیر، تاریخی، عمیق و اثرگذار بود. این طور نیست که حضرت بگویند من می خواهم انسانها را در درون شخصی خودشان متحول کنم اما در روابط اجتماعی شان بت پرست و نفس پرست باشند. حضرت می خواهند ساختارها را به هم بزنند. هم می خواهند اعماق وجود انسانها را تغییر دهند و هم همه ی ابعاد جامعه را با هم بر محور توحید دگرگون کنند و نگاهشان یک نگاه تاریخی است. عجله ای ندارند، یعنی شالوده های عصر ظهور را پایه گذاری می کنند. حضرت به دنبال اصلاح بودند.

/ 0 نظر / 5 بازدید