تحریف از نظر موضوع

از این باب  نیز فرق وجود دارد . گاهی تحریف در یک سخن عادى است، مثل اینکه دو نفر در نقل قول و گفتار یکدیگر تحریف می کنند .

گاهی تحریف در یک موضوع بزرگ اجتماعى است، مثل تحریف در شخصیت ها، شخصیت هایى هستند که قول و عملشان براى مردم حجت است، خلقشان براى مردم نمونه است ، مثلاً کسى سخنى را به حضرت على علیه السلام نسبت مى دهد که نفرموده است، یا در یک حادثه ی بزرگ، در یک حادثه ی تاریخى که از نظر اجتماع یک سند اجتماعى و یک پشتوانه ی اخلاقى و تربیتى است، تحریف به وجود می آوردند. این دیگر چقدر اهمیت دارد و چقدر خطرناک است که تحریفات، چه تحریف لفظى و چه تحریف معنوى در موضوعاتى صورت بگیرد که موضوع عادى نیستند.


حادثه ی کربلا نیز یک حادثه ی بزرگ اجتماعى است، یعنى این حادثه در تربیت ما، در خلق و خوى ما اثر دارد. این قضیه باید همان طورى که بوده است بدون کم و زیاد بیان شود و اگر کوچکترین دخل و تصرفى از طرف ما در این حادثه صورت بگیرد، حادثه را منحرف مى کند و به جاى اینکه ما از این حادثه استفاده بکنیم قطعاً ضرر خواهیم کرد .

در نقل و بازگو کردن حادثه ی عاشورا، هزاران تحریف وارد شده است ! هم تحریف هاى لفظى، - یعنى شکلى و ظاهرى که راجع به اصل قضایا، راجع به مقدمات قضایا، راجع به متن مطلب و راجع به حواشى مطلب است- ، و هم تحریف در تفسیر این حادثه. گاهى از اوقات تحریف هایى که مى شود لااقل با اصل مطلب هماهنگى دارد، ولى گاهى وقت ها تحریف، کوچکترین هماهنگى که ندارد هیچ، قضیه را به کلى واژگون مى کند و به شکلى در می آورد که به صورت ضد خودش درمی آید.

/ 0 نظر / 14 بازدید