یک تلنگر...

دسته ی عزا دوباره راه افتاد ... می شنیدم، شب اوّل محرّم، سینه زَنِت آرزوشِ ...

ناگاه به فکر افتادم، از کودکی ام تا به جوانی ام، ذکر حسین «علیه السلام»، بر لبانم جاری گشته، امّا چقدر امام من از این که نام او را بر زبان جاری می سازم رضایت دارد، امام من از من به عنوان یک بچه مسلمان چه انتظاراتی دارد؟؟؟

کمی اندیشیدم، آیا قرار گرفتن تحت لوای ولایت، کسب روزی حلال، حفظ خانواده ام از حرام های روزگار، حفظ عفّت و پاکدامنی، غیرت ورزی و تعصّبات به جا، حفظ حجاب، داشتن روحیه ی ایثار و رأفت و گذشت ... را از من انتظار ندارد؟؟؟

چقدر اندیشه هایمان و اعمال و رفتارمان مورد رضایت آقایمان است؟؟؟

بیایید این محرّم با امام خود پیمان ببندیم تا...

/ 0 نظر / 18 بازدید