- شبیری، اعظم، سیمای زینب در آینه ی تاریخ، مرکز نشر هاجر، قم، چاپ دوم، بهار 1387 ه.ش.
- پیام های عاشورا، پژوهشکده ی تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، قم، سال 1379 ه.ش.
- قمی، عباس، در کربلا چه گذشت، انتشارات جمکران، قم، چاپ 14، زمستان 1381 ه.ش.
- محمدی ری شهری،محمد، میزان الحکمه، ج 2 ، دارالحدیث، قم، چاپ چهارم،1383 ه.ش.
1. صبر و پایداری و مقاومت در برابر سختی ها و مصیبت ها، چه در طول نهضت و چه پس از حادثه ی عاشورا.
2. شهامت و دلیری در افشای حقایق و گفتن سخن حق در برابر سلطه ی جائر که در اسلام از بزرگترین جهادها محسوب می شود.
3. پیام رسانی و تبیین و روشنگری در طول سفر، حتی پس از بازگشت از سفر کربلا به مدینه، که توسط حضرت زینب «سلام الله علیها»، امّ کلثوم و دیگر بانوان اهل بیت انجام می گرفت.
4. کارهای پرستاری، پشتیبانی ، امدادگری در روز عاشورا و صحنه های پس از آن.
5. روحیه بخشی و تشجیع رزم آوران یا ترغیب مادران و یا همسران شهدا نسبت به دفاع از امام و فداکاری در راه حق، در عمل زنان اهل بیت و همسر زهیر، همسر مسلم بن عوسجه و امّ وهب و ... .
6. مدیریت در شرایط بحران، که عمدتاً نقش حضرت زینب »سلام الله علیها» بود به عنوان قافله سالار اسیران و سرپرست کودکان و حفظ مدیریت آن مجموعه ی داغدار، در شرایط سخت در دوران اسارت و در مقابل نیرو های دشمن و کوچ دشوار شهر به شهر تا رسیدن به شام و سپس به مدینه.
7. تغییر ماهیت اسارت و تبدیل آن به آزاد سازی انسان ها و بیدادگری اذهان جامعه. زینب و امّ کلثوم و فاطمه دختر امام حسین «علیه السلام» ، اسیران آزادی بخش بودند و ذهنیت مردم را نیز از اسیران جنگی متحول ساختند.
8. عمق بخشیدن به بعد تراژیک حادثه، که حاصل نقش حضور زنان و دخترکان در یک ماجرا است و تأثیر گذاری عاطفی صحنه های پس از عاشورا و بسیج عواطف به نفع جبهه های حق. گریستن و سوگواری های اهل بیت «علیهم السلام» و گریاندن مردم کوفه و شام با سخنرانی هایشان از عوامل این عمق بخشی به بعد عاطفی حماسه ی عاشورا بود.
9. مراعات حدود الهی و عفاف و متانت یک زن مسلمان و متعهد، حتی در شرایط اسارت و زیر سلطه ی سربازان دشمن. (پیام های عاشورا، پژوهشکده ی تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، قم، سال 1379 ه.ش، صص 304 و 305 )
حضرت زینب «سلام الله علیها» به جایی رسیده بودند که خودخواهی و خوشی خودشان را کنار بگذارند و راحت و خوشی دیگران را خواستند، هر چند زحمت خودشان باشد. پذیرایی از یتیمان،ازکربلا تا شام حتی با جیره های غذایی خود تا آنجایی که دیگر قوتی نباشد. ( سیمای زینب در آینه ی تاریخ، ص66)
حضرت زینب «سلام الله و علیها»، عظمت خداوند در نظرش مجسم بود، لذا غیر خدا را کوچک و بلکه فاقد اثر و هیچ می دانست «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم» لذا از هیچ کس و هیچ چیز هراس نداشتند. ایشان زنی بودند که چون مردان بر سر دشمن فریاد می زدند، توبیخشان می کردند، تحقیرشان می نمودند و از احدی هم هراس به دل راه نمی دادند. در روز عاشورا در میان آن همه شمشیر و آن همه کشته فریاد می زدندکه آیا در میان شما مسلمان نیست؟ آیا مرد نیستید؟ آیا غیرت ندارید؟ و در مجلس ابن زیاد هم با بی اعتنایی به سوالات او ، او را تحقیر می کند و او را فاسق و فاجر معرفی می کند. ( سیمای زینب در آینه ی تاریخ، ص88)
حضرت زینب «سلام الله و علیها»، به قدری نیرومند و به اندازه ای با شهامت بودند که نه تنها در برابر ابن زیاد در دربار شومش اظهار قوت قلب می نمودند و او را از یک تصمیم ناپسند باز داشتند و او را به عنوان پسر مرجانه خطاب کردند، بلکه در بازار عمومی که مردم به تماشا آمده بودند از هیچ نیرویی بیمناک نشدند و چون قهرمانی دلاور در برابر سیل مردم شروع به خطبه خواندن و کلمات مهیج که همه را به گریه انداختند، پرداختند. ( حضرت زینب کبری، صص 16 و 17 )
حضرت زینب «سلام الله و علیها»، در خانواده ای بخشنده و ایثارگر تکامل یافت، که ما یحتاج خود را برای بهبود وضع زندگی مردم خرج کردند و دیگران را بر خود مقدم می داشتند. حضرت علی « علیه السلام» می فرمایند: تقدم دیگران بر خویش نشانه ی بزرگواری است.(سخنان امام علی «علیه السلام»، غرر الحکم، ص 17، ش 453) ( سیمای زینب در آینه ی تاریخ، ص62)
حضرت زینب «سلام الله و علیها»، در خانه ای رشد یافت که زهد و به عنوان یکی از اصولی ترین پایه های اخلاقق و ایمان در آن حاکم بود. ایشان از خردسالی شاهد بود که پدرش همواره غذای خود را به افراد یتیم و بی چیز می داد و مادرش تا پاسی از شب لباس های کهنه را وصله می زد. بارها برای حضرت زینب «سلام الله علیها» اتفاق افتاده بود، که شام آن ها را سائل طلب می کرد و والدینش با کمال میل به او می بخشیدند و همگی شب دراز با شکمی گرسنه به صبح می رساندند و بلاخره دختر علی « علیه السلام» می دید که فرش منزل آن ها از پوست گوسفند است. حضرت زینب «سلام الله و علیها»، زهد را در شعار و لفظ فرا نگرفت بلکه به طور عملی در خانه ای محقّر و بی ریا لذت زهد را چشیده و به نقش سازنده ی آن در تکامل اخلاق و معنویت علم پیدا کرده بود.
شواهدی بر زهد حضرت زینب «سلام الله علیها»:
- استقامت در برابر حوادث:
حضرت زینب «سلام الله و علیها»، با مصیبت های دردناکی که در زندگی با آن ها برخورد کرد ولی نه تنها ضعف و سستی در برابر حوادث از خود نشان نداد، بلکه عکس العملی او طبیعی بود و هرگز عاطفه ها و علاقه ها بر نیروی عقل و ایمان او غلبه پیدا نکرد. امام زین العابدین «علیه السلام» می فرمایند: در سفر اسارت از کوفه تا شام بارها شاهد بودم که عمه ام زینب «سلام الله علیها» غذای خود را بین کودکان تقسیم می نمود و خودش از شدت گرسنگی و ضعف، نماز شب را نشسته می خواند و در ایام سفر هیچ گاه نماز شب او ترک نشد.
2. زندگی با عبد الله بن جعفر:
دلیل دیگر برای زهد حضرت زینب «سلام الله و علیها»، زندگی با عبد الله بن جعفر بود. ایشان در مواجهه با زرق و برق دنیا نه تنها شیفته ی آن نمی شود و تمام امکانات شوهر را در جهت خود آرایی و رفاه بیشتر خود به کار نمی گیرد، بلکه زندگی زاهدانه را با تمامی دنیا معاوضه نمی کند . ایشان نه تنها تحت تأثیر مال و ثروت شوهر قرار نگرفت بلکه حبّ دنیا را آن چنان از دل فرزند جعفر بیرون کرد که انصافاً جود و سخای عبد الله مرهون زهد و ایمان رینب «سلام علیها» بوده است. خداوند زهد را در دو کلمه بیان فرمود: (حدید/ 23) این که بر امور گذشته متأثّر نشوید و بر آینده ها خوشحال نگردید. ( سیمای زینب در آینه ی تاریخ، ص72)
از شخصیت های بارز آسمانی که در نظم و نثر قدرت و نبوغی دارند، حضرت زینب «سلام الله علیها» می باشد. در نظر اهل سخن خطب مهیج او مانند سخن متقن و محکم و رقیق و حکیمانه ی پدرش حضرتندکی فرو نشیند. علی « علیه السلام» و مادرش حضرت فاطمه ی زهرا «سلام الله علیها» بوده و در نظم و شعر و ادب و سخن موزون هم چون پدرش کلمات را در قالب ا لفاظ موزون چنان می ریخت که هر شنونده را بر خود می لرزانید.
یک نمونه از اشعار آن حضرت از این قرار است که برای آخرین بار امام حسین «علیه السلام» عازم بود. زینب «سلام الله علیها» فرمود:
فمهلا اخی قبل الممات هنیئه لتبرر منی لوعه و غلیل
ای برادر لحظه ای پیش از مرگ توقف کن، تا جمال زیبای تو را بار دیگر خوب ببینم، شاید نهیب آتش فراق به زیارت آن سرور خوشخرام اندکی فرو نشیند.
مردم کوفه با دیدن حضرت زینب «سلام الله علیها» شروع به ناله زدن کردند، آن حضرت از مردم خواستند تا ساکت شدند، و آنان ساکت شدند، سکوت همه جا را فرا گرفت و آن حضرت در میان آنان خطبه ای ایراد فرمودند که به دو بخش اصلی تقسیم می شود: یک قسمت از کلام ایشان مستقیماً با اهل کوفه بود و در قسمت دیگر به ذکر فضایل و مناقب امام حسین «علیه السلام» پرداختند و به آنان گوشزد فرمودند که شما با وجود این ویژگی ها امام حسین «علیه السلام» را به شهادت رسانیدید. حضرت زینب «سلام الله این گونه فرمودند:
- در ارتباط با خلق و خوی آن ها:
*ای اهل کوفه، شما ، اهل پیمان شکستن و عقب کشیدن هستید. * ای اهل کوفه، شما ، اهل گزافه گویی ، خودبینی و دوغ گویی هستید.
- در ارتباط با شیوه ی آن ها در زندگی:
*ای اهل کوفه، شیوه ی شما ، تملق گویی کنیزان و کرشمه نوازی دشمنان است. * ای اهل کوفه، شیوه ی شما ، این بوده که پیمان را وسیله ی دغلی قرار داده بودید.
2. در ارتباط با تشبیهاتی که در مورد اهل کوفه به کار بردند:
* ای اهل کوفه، شما مانند زنی که رشته ی محکم خود را وامی تابد می مانید. * ای اهل کوفه، شما سبزه ی پهنزار و زیور گورستان ها هستید. * ای اهل کوفه، (شما به واسطه ی شهید کردن سید الشهدا به خود بدی کردیدکه ) بر پیشانی شما سکه ی خواری و گدایی زدند.
3. در ارتباط با سزای عمل کوفیان به سبب کشتن آل الله:
*به واسطه ی کار نابه هنجار شما جای تعجب نیست، چه بسا آسمان از هم فرو ریزد و زمین بپاشد و کوه ها با خاک یکسان شود.
4. در ارتباط با عاقبت کار کوفیان به سبب به شهادت رساندن خاندان رسول خدا:
*به واسطه ی بدی که به خود روا داشتید خداوند بر شما خشم کرد و عذاب ابدی برای شما خواهد بود.
*نابودی، نابودی، نابودی، سرنگونی و عذاب رسواکننده ی آخرت برای شما خواهد بود. *در قالب شعری فرمودند: می ترسم عذابی همچون عذاب ارم بر شما بیاید.
5. در ارتباط با اوصاف سید الشهدا می فرمایند:
*زاده ی خاتم نبوت و معدن رسالت بود. * سید جوانان اهل بهشت بود. * ستاد نبرد و پناهگاه جمع شما بود. * جایگاه آرامش و سازش بود. * درمان کننده ی درد شما بود. * نگهدار شما از پیش آمد های بد بود . * مرجع شما در زمان گرفتار شدن به ستیزه جویی ها بود. * تکیه گاه شما بود ، چراکه منطق درست شما بر او تکیه داشت. * چراغ راه بود. ( در کربلا چه گذشت، عباس قمی، انتشارات جمکران، قم، زمستان 1381 ه.ش، چاپ 14)
در کتاب زینب کبری شیخ جعفر نقدی آمده است: حضرت زینب « سلام الله علیها» در دوران طفولیت بر دامن پدر می نشست و پدر او را با لطف تعلیم می داد، روزی به او فرمود: نور دیده ی من بگو یک، ایشان بی درنگ فرمودند: یک. سپس از او خواست بگوید: دو، زینب «سلام الله علیها» در جواب گفت: پدرم زبانی که به گفتن یکی گردش کرد چگونه کلمه ی دو تا را ادا کند؟ حضرت علی « علیه السلام» دختر را به سینه چسباند . ( ریاحین الشریعه، ج 3 ، ص 54)
از همه مهمتر خطبه های حضرت زینب «سلام الله علیها» در کوفه و شام اسناد گویایی هستند که مقام علمی او را بدون شواهد به اثبات می رسانند. ( زینب کبری، فریادی بر اعصار، صص 26 و30)
امام علی « علیه السلام » فرمودند: دو گروه در آتش جهنم عذاب بیشتری خواهند داشت: 1. افرادی که با تازیانه مردم را می زنند 2. زنانی که با لباس های بدن نما بیرون می روند و مردم را گرفتار می سازند و زمانی که موهای سرشان مانند کوهان شتر درست شده، اینان نه تنها به بهشت نمی روند بلکه بوی بهشت نیز به مشامشان نمی رسد. (میزان الحکمه، ج 2 ، ص 259)
یحیی مازنی می گوید: من در مدت زیادی که در همسایگی خانه ی امیرالمؤمنین سکونت داشتم، در طول این مدت نه قامت زینب «سلام الله علیها» را دیدم و نه صدای او را شنیدم! (تحلیل سیره ی فاطمه، ص 141) در شهامت پدر و مادر کسی او را ندید اما در صحنه ی کربلا و تعقیب نهضت حسینی وظیفه ای دیگر داشت. از عفت خویش چون گوهر گرانبها مراقبت کرد. مرحوم جزایری در خصایص الزینبیه نقل می کند که وقتی زینب را به مجلس ابن زیاد وارد کردند حضرت برای این که از دید نامحرم مصون بماند با دستش صورت خود را می پوشاند برای این که چادر های آنان را گرفته بودند ( وهی تستر وجهها بکفها، قناعها قد اخذ منها) . عبد الله بن ایوب انصاری که زینب «سلام الله علیها» را بعد از کشته شدن امام حسین «علیه السلام» و پس از اسیر شدن مشاهده نموده بود، چنین می گوید: قسم به خدا هرگز زنی، مانند او ندیده بودم. گویی که رخساره ی او مانند ماهپاره بود. (زینب بانوی قهرمان کربلا، ص 53).
حضرت زینب «سلام الله و علیها»، از همه چیز منقطع و از همه جا منصرف بودند و فقط متوجه خدای عالم و مرا قب بر بندگی و ستایش او بودند و در تمام زندگی از حرکات و سکنات و حتی در نفس کشیدن خدا را در نظر داشته و به این جهت به مقامات عالیه و درجات رفیع رسیدند. ایشان عبادت را از مادرش حضرت زهرا «سلام الله علیها» آموخته بودند و با نماز از کودکی آشنا بودند و راز و نیاز های عاشقانه ی پدرش را به خاطر دارد و او فرزند شهید نماز است. تهجد و شب زنده داری در طول عمر شریفشان ترک نشد. آن حضرت حتی در یازدهم محرم با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش نماز شب خود را ترک نگفتند و بنا به سفارش حضرت زین العابدین «علیه السلام»که فرمودند: در آن شب دیدم عمه ام در جامه ی نماز نشسته و مشغول عبادت است. از کربلا تا شام هیچ گاه نوافل را ترک نکردند و وقتی حضرت حسین «علیه السلام» برای وداع حضرت زینب «سلام الله علیها» آمد فرمود: یا اختاه لا تنسینی فی نافله اللیل، خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن.(زندگانی حضرت زینب «سلام الله و علیها»، ص 92)
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی عبادت و بندگی
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی حجاب و عفّت
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی علم و دانایی
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی فصاحت و بلاغت
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی زهد و بی آلایشی
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی شجاعت و شهامت
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی قوت قلب
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی ایثار و بخشش
- حضرت زینب «سلام الله و علیها»، الگوی مروّت
در جامعه ای که وساوس شیطانی گاه و بی گاه در کمین انسان است، تا در لحظات غفلت، انسان را گرفتار سازد. یک فرد نیازمند الگویی است تا با استعانت و تأسّی از آن الگو، بتواند به سوی یک زندگی سعادتمندانه حرکت کند. ما مسلمانان در زندگی خود انسان هایی را الگوی خود قرار می دهیم که از هر جهت معصوم و مصون از خطا و اشتباه هستند و آنچه را می گویند، خود به آن گفته ها در ابتدا عمل کرده و بعد دیگران را به آن گفته ها دعوت می فرمودند. یکی از این الگو ها شخصیت نورانی حضرت زینب « سلام الله علیها» هستند که در خانواده ای مبارک و در محضر بزرگوارانی همچون حضرت علی «علیه السلام » و حضرت زهرا «سلام الله علیها» رشد یافتند. با بررسی زندگی آن حضرت متوجه می شویم که، ما هم می توانیم خود را به آن حضرت نزدیک کنیم، فقط کمی پشتکار نیاز است.
رسول خدا «صلی الله و علیه و آله و سلم» می فرمایند: هر کس بر این دختر بگرید، همانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین «علیهم السلام» گریسته باشد.(فاطمه زهرا،شادمانی دل پیامبر، ص 854)
*****
دشتی ، محمد ، ترجمه و شرح نهج البلاغه ، انتشارات آستان قدس رضوی ،تهران، تابستان 1386ه.ش.
تنها زمانی زوجین با یکدیگر سازگاری خواهند داشت که،:
* خود پسندی و فخر فروشی را از خود دور کنند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: خودپسندی مانع رشد است و می فرمایند: با یاد کردن از مرگ، تکبر و خود بزرگ بینی را رها کن. (ح 398) اگر زوجین به این صفت رذیله مبتلا باشند، فقط خود را می بینند و کمتر گذشت می کنند و زمینه ی بروز اختلاف میانشان فراهم می شود.
* کینه توز نباشند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: بدی را از سینه ی دیگران با کندن آن از سینه ی خود ریشه کن نما.(ح 178) فرد کینه توز همواره در توهم و پیش داوری و افسردگی و وسواس به سر می برد و چنین فردی نمی تواند زندگی آرامی داشته باشد.
* لجباز نباشند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: لجاجت، تدبیر را سست می کند. ( ح 179) این فرد، تنها به دنبال به کرسی نشاندن حرف خود با هر قیمتی است، حتی اگر آن مسأله مخالف عقل و شرع باشد.
* دور اندیش باشند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: حاصل کوته فکری پشیمانی و حاصل دور اندیشی سلامت است. (ح 181)
* از بروز اختلاف واهمه داشته باشند و تمام تلاش خود را برای بستن راههایی که منتهی به بروز اختلاف و درگیری می گردد، بکنند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: اختلاف نابودکننده ی اندیشه است. (ح 215)
*خشم خود را کنترل کنند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: تند خویی نوعی دیوانگی است، زیرا که تندخو پشیمان می شود و اگر پشیمان نشد، پس دیوانگی او پایدار است. (ح 255) گاهی فرد در حالت خشم، الفاظی را به کار می برد که گاه ممکن است، حتی پشیمانی هم برایش سودی نداشته باشد.
* حسادت را از وجود خود بزدایند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: سلامت تن در دوری از حسادت است. (ح 256)
* غیبت را کنار بگذارند؛ چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: غیبت کردن، تلاش ناتوان است. (ح 460)
تغافل:
چه بسیار افرادی که به هنگام بروز اختلاف بین خود و دیگران، به جای تغافل و چشم پوشی کردن، به فحّاشی کردن و توهین کردن تمسک می جویند. حالا اگر این اختلاف بین زوجین باشد و آنها بخواهند تغافل نداشته باشند، آیا پس از فرو کش کردن خشم، از گفته های خود پشیمان نخواهند شد؟ امام علی « علیه السلام» می فرمایند: سزاوارترین مردم به هنگام عفو کردن، تواناترین آن ها به هنگام کیفر کردن است. (ح 52) خود را به بی خبری نمایاندن و چشم پوشی، از بهترین کارهای بزرگواران است. ( ح 222)
1- حسن ظن
زن و مرد باید به یکدیگر خوش گمان باشند، اما برخی عملکردها باعث به وجود آمدن بدگمانی می گردد و به روابط بین زن و مرد خدشه وارد می کند. امام علی «علیه السلام» می فرمایند:کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار می دهد، نباید جز خود را نکوهش کند. (ح 159)
2- نیک رفتاری
اخلاق خوب داشتن، بسیاری از تندی ها را فرو کش کرده و آتش خشم و کینه را خاموش می کند. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: گرامی ترین ارزش خانوادگی، اخلاق نیکوست. (ح 38) دل های مردم گریزان است، به کسی روی آورند که خوشرویی کند . (ح 50)
- رعایت حقوق
مقدمه ی رعایت حقوق، داشتن تدبیر در زندگی است و مدبّر بودن یک فرد در زندگی معلول مسئولیت پذیری فرد است.
انسان، در مقابل نعمت ها و وعده ها در زندگی مسئولیت دارد. حضرت می فرمایند: کمترین حقّ خدا بر عهده ی شما این که از نعمت های الهی در گناهان یاری نگیرید. ( ح 330) همسر و زندگی نعمت الهی هستند، انسان باید بداند که در ارتباط با آن ها در مقابل خداوند مسئولیت دارد. ازدواج یک عهد است. هر یک از مرد و زن با پیمان ازدواج با هم عهد می بندند و در برابر این عهد مسئولیت دارند. باید دقت کنند که خدایی نکرده به هم ستم روا ندارند، یکدیگر را آزار ندهند و ... . امام علی « علیه السلام» می فرمایند: کسی که چیزی از او خواسته اند تا وعده نداده، آزاد است. (ح 336)
- بخشش و گذشت:
این جمله همواره گوش همگان را نوازش داده است که بخشش از بزرگان است. زن و مرد اگر هر کدام، منیّت را کنار بگذارند، آنگاه به هنگام بروز مشکل و ناراحت کردن یکدیگر در عذر خواهی و عذر پذیری پیشی می گیرند.امام علی «علیه السلام» به مردان توصیه ای جالب می فرمایند: نیش زن شیرین است. (ح 61) آیا این جمله جای تأمل ندارد؟؟؟ زوجین نه تنها باید به هنگام عذر خواهی یکدیگر را ببخشند، بلکه بایستی اگر در این میان، آنچه را دوست نداشتند طرف مقابل انجام دهد و رنجششان به خاطر آن عمل بوده، به طرف مقابل بگویند تا از بروز دوباره ی آن جلوگیری کنند. لذا در این زمان، تذکر اشتباهات از ناحیه ی کسی که همراه همیشگی او در زندگی است ارزشمند است. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: آن کسی که تو را هشدار دهد مانند کسی است که تو را مژده داده. (ح 59) باید دقت داشت که انسان مغرور پذیرای پند نیست، چراکه امام علی «علیه السلام» می فرمایند: آفت پند پذیری، غرور است. (ح 282)
1- احترام و تکریم؛ کسی که حرمت و احترام طرف خود را نگاه می دارد، در حقیقت احترام خود را حفظ می کند. زوجی که به تحقیر همسر خود در مقابل دیگران می پردازد، کم کم کینه و نفاق در وجودشان به وجود می آید و مهر و محبت و آرامش از میانشان رخت بر می بندد و این گونه بی ادبی برخورد کردن به یکدیگر، به فرزندان انتقال می یابد و این اصلاً خوب نیست. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: خویشاوندانت را گرامی بدار، چراکه آنان پر و بال تو می باشند که با آن پرواز کنی و ریشه ی تو هستند، که به آنها باز می گردی و دست نیرومند تو می باشند که با آن حمله می کنی. (ن 32/120) پشتیبانی افراد خانواده از یکدیگر معلول حرمت نگاه داشتن شخصیت افراد و ارزش گذاشتن برای شخصیت آنها در نظر دیگران است. لذا امام علی « علیه السلام » در جای دیگر می فرمایند: باید خردسال شما از بزرگان شما پیروی کنند و بزرگان شما نسبت به خردسالان مهربان باشند. (خ 166) انسان هر مقدار هم که ثروتمند باشد، باز از خویشاوندان خود بی نیاز نیست، که او را با زبان و دست دفاع کنند. ( خ 23/7)
2- مشورت کردن:
زن و مرد نباید در زندگی، خود رأی باشند، بلکه باید در کارها با یکدیگر مشورت کنند. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: هر کس خود رأی شد، به هلاکت رسید و هر کس با دیگران مشورت کرد، در عقل های آنان شریک شد. (ح 161) هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست. (ح 54) اگر زن و شوهر تصمیم داشتند با فرد دیگری در ارتباط با مسأله ای مشورت کنند، باید در مشورت به نکات زیر توجه داشته باشند، امام علی «علیه السلام » می فرمایند: 1. آن فرد ترسو نباشد (زیرا در انجام کارها روحیه ی انسان را سست می کند) 2. آن فرد بخیل نباشد (زیرا تو را از نیکوکاری باز می دارد و از تنگدستی می ترساند) 3. آن فرد حریص نباشد (زیرا حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد).
- در کلام
1- صداقت:
انسان با حیا، از دروغ گویی می پرهیزد، چراکه ثمره ی آن بی اعتمادی است و زندگی که با بی اعتمادی پایه گذاری گردد، زیاد دوام نمی آورد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: میزان راستگویی مرد به اندازه ی جوانمردی اوست. (ح 47) زن و شوهر نزدیک ترین افراد به هم هستند، آن ها قرار است عمری را کنار هم باشند، باید با هم رو راست باشند، اما باید دقت داشته باشند که گاهی همه ی راست را گفتن هم ممکن است، جرقه های اختلاف میان زن و مرد را شعله ور سازد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: آنچه نمی دانی مگو، بلکه همه ی آنچه را که می دانی، مگو. ( ح 382)
2- رازداری:
انسان باحیا، رازدار زندگی همسر و فرزندانش می باشد واین فرد اجازه ندارد هر آنچه که در زندگی اش اتفاق می افتد، بدون اذن همسرش در اختیار دیگران قرار دهد، حتی اگر آن فرد، خانواده یا دوستان او باشند. چرا که امام علی «علیه السلام» می فرمایند: اندیشه ی صحیح به رازداری است. (ح 48)آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختیار آن در دست اوست.(ح 162) سینه ی خردمند، صندوق راز اوست. (ح 6)
3- سخن نیکو گفتن:
انسان با حیا، مراقب سخن گفتن خود هست، چراکه سخن نسنجیده ممکن است عواقب بدی به دنبال داشته باشد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: بسا سخن که از حمله ی مسلّحانه کارگرتر است. (ح 394) آنگاه که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست، چنان که در سخن نا آگاهانه خیری نخواهد بود. ( ح 182) لذا انسان باید مراقب زبان خود باشد، امام در این رابطه می فرمایند: زبان تربیت نشده، درنده ای است که اگر رهایش کنی می گزد. (ح 60)
4- حسن معاشرت:
انسان با حیا، حتی در معاش خود دقت می کند. چنین انسانی در زندگی به دنبال کسب حلال است، امام علی «علیه السلام» می فرمایند: خوشا به حال کسی که کسب و کار او پاکیزه است. ( ح123) انسان با حیا درکسب طیّب و طاهر، قناعت می کند، چراکه حضرت علی «علیه السلام» می فرمایند: قناعت مالی است که پایان نمی پذیرد. ( ح 475) هیچ گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت نیست. از امام در ارتباط با آیه ی «فلنحیینه حیاه طیبه، (نحل/97)» سوال شد؟ امام فرمودند: زندگی با قناعت است. (ح 273) آن که میانه روی کند تهیدست نمی شود. (ح 140)
- در اندیشه
انسان با حیا، از عقل خود با توجه به شرع بهره می گیرد و چنین فردی کمتر دچار خسران، پشیمانی و افسوس می گردد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: عقل، تو را کفایت می کند که راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد. (ح 421) بسیاری از زوجین بدون فکر کردن اعمالی را در فضای خانه انجام می دهند، اما سریع پشیمان می گردند، آیا این پشیمانی نمی تواند معلول به کار گیری اشتباه و ناصحیح عقل باشد؟
انسان با حیا، غیرتمند است و هرگز به خود اجازه نمی دهد به همسر خود خیانت کند و گرد حرام و گناه بگردد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: غیرت زن کفرآور و غیرت مرد نشانه ی ایمان اوست. (ح 124) فرد غیرتمند، هرگز زنا نمی کند. (ح 305)
- در فرج:
هر یک از زوجین، نعمت ارزانی شده از سوی خدا را قدر می دانند و با عفّت پیشگی هرگز فضای زندگی را با آلودگی های حرام آلوده نمی سازند. لذا امیر المؤمنین علی «علیه السلام» می فرمایند: پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی گردد، همانا عفیف پاکدامن، فرشته ای از فرشته هاست. (ح 474)
- در نگاه
انسان با حیا، مراقب نگاه خود می باشد و تمام تلاش خود را می کند تا خدایی نکرده وساوس شیطان دامن او را نگیرد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: هر گاه کسی از شما با نگاه به زنی به شگفتی آید، با همسرش بیامیزد که او نیز زنی چون زن وی باشد. ( ح 420) تا زمانی که زن و مرد مراقب خود هستند، از بیماری توهّم، پیش داوری و بدگمانی در امان هستند و زن و مرد، با دیدن صحنه های وسوسه کننده از پای نمی افتند و خود را نمی بازند و ثانیه شماری می کنند تا به وصال همسر خود نایل گردند و از این رو خداوند هم به دلیل چشم پوشی از گناه، ابواب رحمت را بر آنان می گشاید و به وجود آنان، به خاطر همنشینی با حلال خود، آرامش و سکینه و رضایت ارزانی می دارد.
- انسان با تقوا، خانواده ی خود را از حرام باز می دارد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: خانه ای که در آن مال حرام وارد می شود به چهار جهت منتهی می شود: 1. یک سوی آن به آفت ها و بلا ها 2. یک سوی آن به مصیبت ها 3. یک سوی آن به هوا و هوس های سست کننده 4. یک سوی آن به شیطان گمراه کننده و درِ خانه به روی شیطان گشوده می شود. (ن 3/6) (لقمه ی حرام) لقمه ای گلوگیرکه از لقمه های فراوان محروم می کند. (ح 171) کسی که به کسب حرام روی می آورد، موجبات محرومیت های مادی و معنوی را برای خود و خانواده فراهم می کند. این افراد، روز به روز از خداوند فاصله گرفته و دیگر ، سخن حق را نمی شنوند. معمولاً با خوردن لقمه ی حرام، لجاجت و عناد در وجود فرد ریشه می دواند و همین مسأله، بذر نفاق و دو رویی و اختلاف را در جان آدمی بارور می کند. مهمترین وظیفه ی مرد، حفظ خانواده از حرام است. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: زنان را در پرده ی حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. بیرون رفتن زنان، بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری و اگر بتوانی به گونه ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسد، چنین کن. (ن 32/116 ) مردی که غیرتمند است، هرگز راضی نمی شود که زن او در مقابل دیدگان نامحرمان و ملعبه ی چشمان انسان های ناپاک و هرزه باشد و زنی که مراقب عفّت خود باشد، از خداوند هراس دارد و خداوند را در نظر گرفته و تمام تلاش خود را می کند تا خود را زینت بخش و مهیّای حلال خود کند، تا هم خود و هم همسرش از حرام مصون بمانند.
در این رابطه حضرت می فرمایند: با تقوا، عمل اندک فراوان است. (ح 95) حتی کوچکترین کاری که انسان از روی ترس از خدا و به خاطر خدا انجام می دهد، ارزش پیدا می کند. گاهی ممکن است زن یا مرد، با ناسپاسی و عدم سپاس گذاری طرف مقابل روبرو گردد، در این میان، وظیفه ی هر یک از زن و مرد چیست؟ امام علی «علیه السلام» می فرمایند: ناسپاسی مردم، تو را از کار نیکو باز ندارد. ( ح 204) کسی که خدا را در نظر می گیرد، اصلاً سپاس گذاری دیگران برایش اهمیتی ندارد.
- انسان با تقوا، حدود الهی را رعایت می کند. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: از خدا بترسید، زیرا شما در پیشگاه خداوند مسئول بندگان خدا هستید، خدا را اطاعت کنید و از فرمان خدا سر باز نزنید، اگر خیری دیدید برگزینید و اگر شری دیدید از آن دوری کنید. (خ 167/5) هر یک از زوجین، متوجه مسئولیت خود در نزد خداوند هستند، پس هر عملی که به تقویت مودت و رحمت کمک می کند، را انجام می دهند و آن عمل را با رغبت انجام می دهند و اگر عملی موجبات کدورت و تیرگی روابطشان می گردد را ترک می کنند.
- انسان با تقوا، حدّ اعتدال را در امور عبادی رعایت می کند. زیرا عده ای هستند که به دلیل افراط در امور عبادی، از امور عادی زندگی اشان غفلت می کنند و همین مسأله، موجب می شود که تا حقوق زوجین مراعات نگردد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: هر گاه مستحبات به واجبات زیان برساند، آن را ترک کنید. (خ 279)
- انسان با تقوا، خوب همسرداری می کند. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: جهاد زن خوب شوهرداری کردن است. (ح 136) آیا خوب شوهرداری کردن، غیر از اطاعت از همسر وغیر از مراعات حقوق همسر و غیر از برآورده کردن نیازهای طبیعی و مشروع همسر است؟
- مؤمن، متوجه حقوق همسر خود می باشد و در مراعات آن اهتمام می ورزد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: خدا را در هر نعمتی حقّی است، هر کس آن را بپردازد، فزونی یابد و آن کس که نپردازد و کوتاهی کند، در خطر نابودی قرار گیرد. (ح 244) آیا وجود همسر، که خداوند در قرآن، آن را مایه ی آرامش فرموده اند، نمی تواند یک نعمت به حساب آید؟ آیا بهانه های نابه جا، کفران نعمت در مورد وضعیت زندگی، آزار و اذیت کردن یکدیگر ، سخن های ناصواب و دلخراش و عدم رعایت حقوق انسانی در برابر یکدیگر و ... نمی تواند موجبات کوتاهی در این نعمت را فراهم نماید.
- مؤمن می داند؛ (الدنیا محفوفه بالبلاء) دنیا با مشکلات و گرفتاری ها در هم آمیخته شده است، لذا کوچکترین مشکلی در زندگی، او را از پای در نمی آورد و او را دچار افسردگی، تشویش ، نگرانی ، اضطراب و بیماری های جسمی، روحی و روانی نمی کند، چراکه از اجر و پاداش انسان های صبور، اطلاع دارد. امام علی علی «علیه السلام» می فرمایند: اگر شکیبا باشی، هر مصیبتی را نزد خدا پاداشی است(خطاب به اشعث). اگر شکیبا باشی، تقدیر الهی بر تو جاری می شود و به تو پاداش داده خواهد شد و اگر بی تابی کنی، تقدیر الهی بر تو جاری می شود و تو گناهکاری. (ح 291) صبر به اندازه ی مصیبت فرود آید و آن که در مصیبت، بی تاب بر رانش می زند، اجرش نابود می گردد. (ح 144) کسی که شکیبایی او را نجات ندهد، بی تابی او را هلاک می کند. انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی دهد، هر چند زمان آن طولانی شود. (ح 153) فرقی نمی کند این شکیبایی، در مقابل گرفتاری های زندگی و یا در قبال مصیبت های پیش آمده در زندگی و یا در برابر بداخلاقی های یکی از زوجین باشد.آن چه اهمیت دارد، این است که، شکیبایی بارورکننده ی روحیه ی امید به زندگی در دل هر نومید و گرفتار به آلام است. در جای دیگر امام علی «علیه السلام» می فرمایند: چشم از خار و خاشاک فرو بند تا همواره خشنود باشی. (ح 213) این فرموده ی حضرت به این معناست که انسان باید در مقابل مشکلات خم به ابرو نیاورد.
از جمله ی این اصول، می توان به ایمان، تقوا و حیا اشاره نمود. مراعات این اصول، موجبات تقویت روابط میان زن و مرد را فراهم می نماید و از طرف دیگر عدم رعایت آن ها، صدمات جبران ناپذیری را در ابتدا، متوجه زوجین و در مراتب بعد، فرزندان و جامعه خواهد کرد.
- ایمان
- انسان مؤمن در انجام کارهای خود، خدا را در نظر می گیرد، یعنی محوریت انجام کارها را ، رضایت خداوند قرار می دهد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: هرگز خدا را نمی توان با بهشت جاویدان فریفت و جز با عبادت، رضایت او را نمی توان به دست آورد. (خ 129/8) اگر مرد یا زنی به این مسأله توجه کند که اگر در زندگی خدمتی به همسر و فرزندانش می کند، این اعمال از نظر خداوند دور نمی ماند و نوعی عبادت برای او به حساب می آید، آیا دیگر جایی برای شکایت و بهانه گیری باقی می ماند؟
- انسان مؤمن همواره به یاد قیامت است و تمام تلاش خود را برای جمع آوری زاد و توشه می نماید. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: آخرت نزدیک و زمان ماندن در دنیا اندک است. (ح 168) گویی دنیا یک روز بود و گذشت و ماهی بود و سپری شد. (خ 190/7) آگاه باشید، دنیا خانه ای است که در آن ایمنی ندارید، جز آن که به جمع آوری توشه ی آخرت بپردازید. (خ 63) لذا یک انسان فارِس (زیرک) تمام تلاش خود را برای جمع آوری غنایم دنیایی برای آخرت خود، می نماید. یکی از این غنیمت ها، خدمت به همسر است. هر یک از زن و مرد، در چنین شرایطی حتی با وجود خستگی های ناشی از کار زیاد حاضر هستند به خاطر خدا، در حقّ همسر خود، ایثار کنند. با دیدن همسر خود خستگی را کنار بگذارند، به استقبال یکدیگر بروند، جرعه آبی در دست یکدیگر بدهند، با کلمات محبّت آمیز از یکدیگر تشکر نموده و در حقّ یکدیگر دعا کنند و بدانند که این اعمال در نامه ی عمل آنها ثبت می گردد. مگر نه این است که خداوند هر روز دو بار فرشتگان ثبت کننده ی اعمال نیک را عوض می کند و میلیون ها میلیون فرشته، شاهد اعمال انسانها در قیامت هستند؟ پس چه خوب است زن و مرد در انجام اعمال پسندیده از یکدیگر پیشی بگیرند، تا حلاوت یک زندگی بی دغدغه، هم در کام آن ها ریخته شود و هم در کام اطرافیان.
خانواده مهمترین رکن هر جامعه ای می باشد. وجود جامعه ی سالم معلول خانواده ی سالم و عاری از هر گونه اختلاف و مشکل است. هر انسانی در زندگی خود، به دنبال الگویی است تا با تأسّی از او بتواند بنای یک زندگی مملو از سلامت را پی ریزی نماید. در این میان، مسلمانان در انتخاب الگو برای پیشبرد زندگی خودشان تلاش فراوان می کنند و در انتخاب خود، افرادی را انتخاب می کنند، که قول و فعلشان عاری از هر گونه اشتباه است. نمونه ای از این افراد معصوم، حضرت علی «علیه السلام» هستند، که پرورش یافته ی دامان پر مهر خاتم پیامبران، حضرت محمد مصطفی «صلی الله و علیه و آله و سلّم» می باشند. با مروری کوتاه اما ژرف بر کتاب نهج البلاغه به خوبی می توان دریافت که بسیاری از اختلافات و دلخوری ها، کینه ها و مشکلاتی که گاه موجب سرد شدن روابط میان زوجین و یا حتی فروپاشی پایه های زندگی خانوادگی می گردد، را به سهولت می توان کنار گذاشت.امّا چگونه؟ با مرور بر این سه بخش، انسان متوجه می گردد، که داشتن یک زندگی آرام زیاد سخت نیست. بخش اول: اصول عبادی – اعتقادی، بخش دوم: اصول اخلاقی – تربیتی، بخش سوم: اصول عاطفی – روانی.
بخش اول: اصول عبادی – اعتقادی:
- ایمان *در نظر گرفتن رضایت خدا و یاد مرگ *مراعات حقوق انسانی *مراعات صبر
- تقوا * رعایت حدود الهی * بازداشتن خانواده از حرام * خوب همسرداری *اعتدال در امور عبادی
- حیا *در اندیشه (در نظر گرفتن عقل و شرع) *در فرج (عفّت و پاکدامنی) *در نگاه (غضّ بصر) *در کلام (صداقت، امانتداری، نکو سخن گفتن) * در حسن معاشرت (کسب روزی حلال، قناعت)
بخش دوم: اصول اخلاقی – تربیتی:
- کرامت نفس *احترام و تکریم *مشورت کردن
- رعایت حقوق انسانی * وجود تدبیر در زندگی (مسئولیت پذیری) *
- بخشش و گذشت
بخش اول: اصول عاطفی – روانی:
- عزّت نفس * حسن ظن * نیک رفتاری
- رفق و مدارا *تغافل
- سازگاری

