لحظاتی با ملکوتیان
مطالب خواندنی در ارتباط با آل الله

چه شد زهیر بیدار شد؟ چه کنیم ما بیدار شویم و بیدار بمانیم؟ پاسخ این سوالات و سولات دیگر در کلام نافذ و روح افزای ولیّ حاضر زمان ما است.

امام خامنه ای «حفظه الله » می فرمایند: بیداری از ایمان پرشور ناشى مى‌شود. (پیام به مناسبت روز ملى مبارزه با استکبار جهانى، 13/08/1369 )  وخودسازی، عامل بیداری اسلامی است. (خطبه‌هاى نماز عید فطر، 07/02/1369 ) لذا (در این میان باید قاصد لحظه ها بود چراکه موقعیت شناسی عاملی برای بیدار شدن و بیدار ماندن است) یکى از علامتهای بیداری این است که لحظه‌ها را شناخت و فهمید که حالا چه موقعى است و اهمیت این لحظه چه‌قدر است؟ (سخنرانى در دیدار با خانواده‌هاى معظم شهدا و جانبازان شهرهاى خوى، بندرگناوه و استانهاى مازندران و آذربایجان غربى، گروههایى از دانشجویان، جمعى از مهاجران جنگ تحمیلى، کشاورزان و مسؤولان هیأتهاى هفت‌نفره‌ى واگذارى زمین، 02/03/1369 ) یک لحظه غفلت، روا نیست.غفلت،معاندِ بیداری است. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمود: «و من نام لم ینم عنه».(سخنرانى در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران، به همراه حجةالاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى، 14/09/1369 )

زهیر نفس خود را از آلودگی به وساوس شیطان پاک نمود، قدم در مسیر بندگی نهاد، از موقعیت پیش آمده، که همراهی و همدلی با ولی زمان در دنیا و آخرت بود چشم نپوشید، آگاهانه راه حق را برگزید و طناب رستگاری را با بیدار ماندن در دست گرفت و نام او در خیل یاران کربلایی ثبت گردید.

ما هم امروز می توانیم چون زهیر، بیدار شویم، فقط باید...

ما هم امروز می توانیم کربلایی باشیم، فقط باید...

زهریان زمان ، فردا دیر است، امروز باید تصمیم گرفت و عمل نمود...


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠ توسط طاها

دسته ی عزا دوباره راه افتاد ... می شنیدم، شب اوّل محرّم، سینه زَنِت آرزوشِ ...

ناگاه به فکر افتادم، از کودکی ام تا به جوانی ام، ذکر حسین «علیه السلام»، بر لبانم جاری گشته، امّا چقدر امام من از این که نام او را بر زبان جاری می سازم رضایت دارد، امام من از من به عنوان یک بچه مسلمان چه انتظاراتی دارد؟؟؟

کمی اندیشیدم، آیا قرار گرفتن تحت لوای ولایت، کسب روزی حلال، حفظ خانواده ام از حرام های روزگار، حفظ عفّت و پاکدامنی، غیرت ورزی و تعصّبات به جا، حفظ حجاب، داشتن روحیه ی ایثار و رأفت و گذشت ... را از من انتظار ندارد؟؟؟

چقدر اندیشه هایمان و اعمال و رفتارمان مورد رضایت آقایمان است؟؟؟

بیایید این محرّم با امام خود پیمان ببندیم تا...


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠ توسط طاها

با سرعت دوید...شمشیرش به زمین کشیده می شد... عمویش را بسیار دوست داشت ... خواست مدافع عمو باشد ...

گفت: نامرد با عموی من چه کار داری؟؟؟؟

پیکر کوچکش را سپر جان عمو نمود،امّا دشمن او را مهلت نداد و ...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ توسط طاها

شنیده ام روی ماهت را کسی ندیده بود مگر در جریان عاشورا...

امروز باید وام دار مهمترین پیام عاشوراییَت باشم،یعنی حجاب و عفاف


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ توسط طاها

شاپرک گلزار کربلا، قلب کوچکت چگونه تاب آورد، آنگاه که دستان نحیفت، سینه ی چاک چاکِ پدر را نوازش می داد...

و با  بابا از تنهایی و درد و رنج عمه و گوش های بی گوشواره و ... سخن می گفت....

بابا! من الذی ایتمنی

بابا! من الذی...

بابا! من...

بابا!...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ توسط طاها

حضرت اباعبدالله الحسین «علیه ‏السلام» به عنوان اسوه ی کامل بشریت از تمام کمالات انسانی برخوردار بود. آن بزرگوار وارث تمام خوبی های انبیاء، اولیاء و صلحا بود و پیروان خود را نیز به فضائل اخلاقی ترغیب و تشویق می‏ نمود و می‏ فرمود: «اَیُّهَا النّاسُ نافِسُوا فِی الْمَکارِمِ وَ سارِعُوا فِی الْمَغانِمِ؛ ای مردم! در کسب فضائل والای اخلاقی تلاش و برای به دست آوردن این سرمایه‏ های معنوی شتاب کنید!» (نزهة الناظر، حلوانی، ص81)

از برجسته‏ ترین خصلت های انسانی آن حضرت؛ سخاوت و بخشندگی‏ اشان می‏ باشد. آن بزرگوار تلاش می‏ کرد با حمایت های مادی و معنوی خود، مرحمی بر زخم های نیازمندان و انسان های دردمند و خسته از فشارهای سنگین فقر و فلاکت بگذارد. امام حسین «علیه‏ السلام» بر این باور اصرار می‏ کرد که: «مَنْ جادَ سادَ وَ مَنْ بَخِلَ رَذِلَ وَ اِنَّ اَجْوَدَ النّاسِ مَنْ اَعْطی مَنْ لا یَرْجوُا؛ کسی که بخشش نماید، بزرگی خواهد یافت و هر کس بخل ورزد، پست خواهد گشت و یقیناً بخشنده‏ ترین مردم کسی است که به نیازمندی که(از او) امید یاری ندارد، بخشش کند.» و می‏ فرمود: «مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤمِنٍ فَرَّج اللّهُ عَنْهُ کُرَبَ الدّنْیا وَ الاْآخِرَة؛ هر کس که غصّه‏ ای را از دل مؤمنی برطرف کند، خداوند اندوه‏ های او را در دنیا و آخرت برطرف می‏ نماید.» (نزههة الناظر، حلوانی، ص82)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ توسط طاها

ب. گزینش نام نیک

نام هر شخص، معرّف اعتقادات، فرهنگ، ملیّت و اصالت خانوادگی اوست. صاحبان نام زیبا، در آینده به آن افتخار می‏ کنند و صاحبان نامهای ناشایست، از نام خود احساس حقارت خواهند کرد.حضرت سیدالشهداء «علیه‏ا لسلام» در این زمینه الگوی شایسته‏ای برای ماست. شیخ مفید اسامی فرزندان آن حضرت را این گونه می‏ شمارد: علی، جعفر، عبدالله، سکینه، فاطمه. (الارشاد، ج 2، ص 137)

امام «علیه‏ السلام» نامهای نیک را ترویج می‏ کرد و در این رابطه به صاحبان آن نامها و والدینشان درود می‏ فرستاد. هنگامی که جنازه ی خونین حرّ را در آخرین لحظات زندگی به حضورش آوردند، حضرت با دستان مبارک خود، صورت او را نوازش کرد و در حالی که خونِ چهره‏اش را پاک می‏ کرد، فرمود: «بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یاحُرُّ، اَنْتَ حُرٌّ کَما سُمّیتَ فیِ الدّنیا وَ الاْآخِرَةِ وَاللّهِ ما اَخْطَأَتْ اُمُّکَ اِذْ سَمَّتْکَ حُرّا فَاَنْتَ وَاللّهِ حُرٌّ فی الدُّنیْا وَ سَعیدٌ فیِ الاْآخِرَةِ؛به‏به! احسنت به تو ای حرّ!تو آزادمردی؛ چنان که در دنیا و آخرت آزاده خوانده می‏ شوی، سوگند به خدا!مادرت در اینکه تو را حرّ نامیده اشتباه نکرده است. به خدا قسم! تو در دنیا آزادمرد و در آخرت سعادتمند خواهی بود.» (لواعج الاشجان، ص147؛ لهوف، سیدبن‏طاووس، ص192)

ج. تشویق

در تربیت، تشویق شیوه‏ای کارآمد و موفق است، و اگر با شرایط صحیح انجام شود، محرّکی بسیار قوی در ایجاد و تکرار رفتارهای پسندیده در مخاطبان خواهد بود. در سیره امام حسین «علیه‏ السلام» تشویق، جایگاه خاصی دارد. ابن شهرآشوب می‏ گوید: جعفر،یکی از فرزندان امام حسین «علیه‏ السلام»، در نزد معلّمی به نام عبدالرّحمن سلمی در مدینه آموزش می‏ دید. روزی معلّم جمله ی «الحمدللهِ ربِّ الْعالمینْ» را به کودک خردسال حضرت سیدالشهداء یاد داد. هنگامی که جعفر آن را برای پدر ارجمندش قرائت کرد، حضرت حسین «علیه‏ السلام» معلّم را فراخوانده و با اهدای هدایای ارزشمندی او را تشویق نمود، و هنگامی که به خاطر اعطای پاداش زیاد به معلّم، مورد اعتراض اطرافیان قرار گرفت، فرمود: هدیه ی من کجا با تعلیم «الحمدلله ربّ العالمین» برابر است؟! (المناقب، ج3، ص 222)

د. توجه به پرسشهای جوانان

هنگامی که فرزندان به سن بلوغ و رشد عقلانی می‏ رسند، سؤالاتی در ذهن آنان مطرح می‏ شود که پاسخ صحیح و منطقی به آن در پرورش اندیشه ی آنان خیلی مؤثر است. قاسم بن الحسن یادگار حضرت مجتبی «علیه‏ السلام»، هنگامی که در شب عاشورا از عمویش امام حسین «علیه‏ السلام» شنید که به اصحابش بشارت می ‏دهد، فردا تمامی آنها شهید خواهند شد، در ذهن او نیز سؤالهایی نقش بست. از جای برخاسته و از امام «علیه‏ السلام» پرسید: عموجان! آیا من هم در میان شهداء خواهم بود؟ امام حسین «علیه‏ السلا»م فرمود! «یا بُنَیَّ کَیْفَ الْمَوْتُ عِنْدَکَ؛ پسرم! مرگ را چگونه می‏بینی؟» نوجوان خوش سیما با تمام خلوص و صفا پاسخ داد: «اَحْلی مِنَ الْعَسَلِ؛ شیرین‏تر از عسل»! قاسم دوباره سؤالش را تکرار نمود: آیا من هم در ردیف شهدای کربلا خواهم بود؟ امام پاسخ داد: عمویت فدای تو باد! بلی به خدا قسم تو را هم در ردیف یارانم خواهند کشت، حتی کودک شیرخواره‏ام عبدالله را نیز به شهادت می‏ رسانند. (مدینة المعاجز، ج4، ص214) (به نقل از مجله ی مبلغان، نوشته ی عبدرالکریم پاک نیا،امام حسین الگوی زندگی صفحه  23 تا 29، شماره ی 63، بهمن و اسفند 1383 ه. ش.)


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ توسط طاها

پیروی از فرامین حیاتبخش امامان معصوم علیه‏ السلام در صورتی محقق می‏ شود که پیوند عاطفی و درونی با آنان برقرار شود و این پیوند معنوی، با شناخت کمالات وجودی آن گرامیان دوام می‏ یابد. در این نوشتار با دو ویژگی امام حسین علیه‏ السلام ؛ یعنی، «تربیت شایسته» و «سخاوت و احسان» آشنا می‏ شویم:

*تربیت شایسته

امام حسین «علیه‏ السلام» برای تربیت افراد، مخصوصاً فرزندان خویش، از کارآمدترین شیوه‏ ها بهره می‏ گرفتند که هر یک از آنان می‏ تواند برای پدران و مادران و مربیان عصر ما راهگشا باشد.

الف. تکریم همسر

آن حضرت با چهره‏ای گشاده و روحی سرشار از عاطفه و محبت با همسران خود برخورد می‏ کرد؛ چرا که آرامش روحی و روانی مادر، در پرورش فرزندان نقش به سزائی دارد. امام حسین «علیه‏ السلام» بارها تکریم همسر را به دوستانش متذکّر شده و در پاسخ اعتراض آنان که به وجود فرش ها و پرده‏ های نو در منزل حضرت ایراد می‏ گرفتند، می‏ فرمود: «اِنّا نَتَزَوَّجُ النِّساءَ فَنُعْطیهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَیَشْتَرینَ بِها ماشِئْنَ، لَیْسَ لَنا فیهِ شَیء؛ ما با زنها ازدواج می‏ کنیم و [پس از ازدواج] مهریه همسران را پرداخت می‏ کنیم و آنان با مهرهایشان هر چه دوست داشته باشند می‏ خرند و ما دخالتی نمی‏ کنیم». (الکافی، ج 6، ص 476)

امام حسین «علیه‏ السلام» در مورد تکریم همسر و فرزند خود، اشعاری دارد که از بالاترین علاقه قلبی و نهایت احترام به همسر و فرزندش حکایت می‏ کند. در مورد همسرش حضرت رباب و دخترش سکینه می‏ فرماید:

تَکُونُ بِها سکینَةُ وَ الرُّبابُ                                            لَعَمْرُکَ اِنَّنی لاَُحِبُّ دارا

وَ لَیْسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتابٌ                                                   اُحِبُّهُما وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالی

به جانت سوگند! من خانه‏ای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب باشد، من آنها را دوست دارم و عمده اموالم را (به آنان) می‏ بخشم و برای کسی شایسته نیست که مرا سرزنش کند. (بحارالانوار، ج 45، ص 47) (به نقل از مجله ی مبلغان، نوشته ی عبدرالکریم پاک نیا،امام حسین الگوی زندگی صفحه  23 تا 29، شماره ی 63، بهمن و اسفند 1383 ه. ش.)


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ توسط طاها